تاریخ : شنبه 2 تير 1397
کد 2486

دکتر بهشتی، در گفت و گوی اختصاصی با روزنامه عجب شير مطرح کرد:

توسعه پايدار، راه حل برون رفت از مشکلات شهری

اين نکته را بايد در نظر داشت که هر روز به جمعيت شهرها افزوده ميشود و اين روند باعث بروز مشکلات فراوانی براي مديران شهری شده و نگرانی برنامه ريزان شهری را در پي داشته است. رشد شهری و شهرگرايي در مواردي با برنامه و سياست گذاريهاي خاصي همراه بوده، اما در بيشتر موارد بدون برنامه ريزي بوده است. در نتيجه آن، کنترل و اداره شهرها به ويژه کلان شهرها را با دشواري مواجه کرده است. نبود آگاهي لازم در اين زمينه و عدم مطالعه کافي موضوع توسط ارگانهاي ذي ربط سوالات بدون جواب متعدي را در اذهان ايجاد ميکند که پاسخهاي مناسب و منطقي کارشناسان و متخصصين امر را ميطلبد به همين منظور و براي کنار زدن پرده ابهام در اين زمينه مصاحبه ي را با آقاي دکتر بهشتي استاد دانشگاه تبريز و دبير کمسيون توسعه پايدار و محيط زيست شوراي اسلامي کلان شهر تبريز به گفتگو نشسته ايم که ماحصل آن به قرار زير است.
به عنوان سوال اول در مورد تاريخچه و مفهوم توسعه پايدار توضيح دهيد؟
توسعه پايدار در دنيا از سال 1948 مطرح شده است اولين کشوری که  موضوع توسعه پايدار را مطرح کرد کشور فرانسه بود و به دنبال آن کشور انگليس و بقيه کشورها به اين موضوع پرداخته اند. پايداری مسأله ای است که در توسعه مطرح ميشود، بنابراين مفهوم توسعه پايدار اين است که نسلهای امروز منابعی را که در اختيار دارند به گونه ای استفاده نمايند که سهم نسل آينده نابود نشود. توجه کردن به توسعه پايدار در شهرها از مسائل مهمی است که بايد به آن توجه شود
مفهوم و جلوه گاه توسعه پايدار در  شهرها را چگونه  ميبينيد؟
ساکنان شهر بايد به گونه ای از امکانات شهری استفاده نمايند که نه فقط همه شهروندان بتوانند از امکانات شهر استفاده نمايند بلکه نبايد نسل فعلی سهم نسلهای آينده را از بين ببرد. مثلاً اگر از هوا به درستی استفاده نشود هم نسل فعلی دچار مشکل ميشود و هم نسلهای آينده. بايد دانست منشاء آلودگی رفتارهای انسانی است. رفتارهای انسانی عبارتند از: ساخت و سازهای نامشخص، ايجاد تاسيسات ناسالم صنعتی، کشاورزی و...
چنانچه شهرسازی براساس تفکر توسعه پايدار انجام شود در اين صورت انسان نه تنها سلامت خود را به خطر نمیاندازد بلکه نسلهای آينده را هم با مخاطره مواجه نمیکند. امروزه نه تنها در شهر تبريز بلکه در هيچ کدام از  شهرهای ايران به هيچ وجه تفکر توسعه پايدار وجود ندارد. دليل  آن برمي گردد به نارسايی قوانين مديريت شهرها و حاکميت تفکر "شهرفروشي" در شهرها.
از نظر شما شهر فروشی چه پيامدهايی را دارد و راهکار شما برای اين امر چيست؟
 شهر فروشی از بين بردن حقوق نسل فعلی و نسل آينده هست. مجلس بايد قانون را اصلاح نمايد و در واقع جلوی قانون شهر فروشی را بگيرد. به صورتی که منابع درآمدی شهرها به صورت پايدار باشد عمده منابع پايدار بايد متکی به ماليات باشد و ماليات بايد جايگزين شهر فروشی بشود. يعنی درآمد شهرداریها از محل درآمد ماليات محلی يا عوارض شهرنشينی تأمين شود.
مشکل مديريت شهری در ايران علاوه بر ناپايداری درآمد شهرداریها عدم توجه شايسته به رشتههای علمی طراحی شهری، برنامه ريزی شهری و شهرسازی با مشارکت معماران میباشد. ميتوان گفت شهرهای ايران بدون توجه به طراحی شهری و برنامه ريزی شهری و با ديدگاه سليقه ای و عمدتاً توسط مهندسان عمران ساخته که پيامد آن نازيبا بودن منظره شهرها ميباشد به طوري که شهرهای ما خط آسمان مشخصی ندارند. ما در زلزله کرمانشاه شاهد ساختمانهای تخريب شده ای هستيم که آنها را مهندسين عمران ساخته اند. به هر حال اين مشکلات در همه شهرها به چشم ميخورد در حالی که در شهرهای اروپايی مثل پاريس اين گونه نيست شهرسازی پاريس براساس طرحی که در قرن 18 داده شده انجام گرديده است. اکثر ساختمانها پنچ يا شش طبقه هستند و بلندترين ارتفاع برج ايفل است که به چشم ميخورد و اين امر باعث شده تا خط آسمان زيبايي ايجاد شود. در حالي که اگر نگاهی به شهر تبريز بيندازيم در 40 سال اخير که در منطقه وليعصر ساخت و ساز شروع شده است يک فضا چندين بار تغيير کاربري را تجربه کرده، مثلا ساختمان 6 طبقه ای را که به جای دو طبقه ساخته شده بود چند ماه پيش تخريب کرده و دارند آن را به برجی تبديل میکنند.
 معنای اين امر اين است که ما نتوانسته ايم کاربری درستی را برايش تعريف کنيم و اينها يعنی اتلاف منابع شهری. ساختمانی که تخريب میشود بايد غير قابل استفاده باشد و واقعا مستهلک شده باشد. در واقع مديران شهری تفکر توسعه ندارند و اين امر شامل همه افراد میشود و اشکال اصلی اين است که هم مجلس قانونها را به درستی تصويب نميکند  و هم شهرداریها شهرها را میفروشند و تنها چيزي که در شهرها ديده نمیشود جايگاه انسانها است.
ما به طور واضح میبينيم که در خيابانها جايی براي عبور انسان تعريف نشده است و در بيشتر خيابانها انسان و وسايل نقليه رو در روی هم قرار میگيرند که با اين وضع، اگر اتفاق ناگواری نمیافتد تصادفی است. به طور کلی ما روگذر يا زير گذرهايی را طراحی کرده ايم تنها برای افراد خاصی قابل استفاده میباشد و افراد ناتوان يا سالمندان به دليل نبود آسانسور نمیتوانند از آنها استفاده کنند بنابراين در معرض خطر قرار میگيرند. اينها نشان میدهند که طرز تفکر مديران شهری اشتباه است که بايد اصلاح شود.
اگر به معماری سنتی تبريز نگاهی بيندازيم اين شهر در حدود 40 سال پيش دارای ساختمان هايی يک يا دو طبقه بود، در حال حاضر شاهد تعداد بسيار کمي از آنها هستيم که بيشترشان تخريب شده به برج تبديل میشوند.
چه عواملی باعث گرايش به سمت مرتفع سازی ميشود؟
دليل اين امر گران شدن زمين و افزايش جمعيت هست. جمعيت تبريز دربازه زمانی چهل سال، حدود سه برابر شده است. طراحی شهر تبريز در زمانهای گذشته با توجه به نقشههای موجود از خط گسل فاصله زيادی داشته و هيچ تراکم جمعيتي در آن منطقه نبوده است.
 به نظر شما دليل ساخته شدن ساختمانهاي کنوني در مجاورت يا دقيقا روی خط گسل چه میباشد؟
متأسفانه از دهه 1340  به دليل اجرای تقسيمات ارضی، و محروميت شديد مناطق روستايی از امکانات اوليه زندگی، مهاجرت به شهرها شروع شد و در دوره پس از انقلاب هم به دليل مشوقهای زيادی که در شهرها وجود داشت سرعت مهاجرت تشديد گرديد. در سال 1335 حدود 30 درصد جمعيت کشور در شهرها زندگي ميکردند ولي در سال 1395 ميزان شهرنشيني به 74 درصد رسيد. به لحاظ آن که روستاييان مهاجر توان مالي برای اقامت در متن شهرها را نداشتند به حاشيه روی آوردند که در حال حاضر حاشيه نشينی حدود 11 ميليون در شهرها به ويژه در کلانشهرها يکي از معضلات مديريت شهری است چرا که حاشيه نشينان به صورت غير مجاز و با مصالح بی دوام مساکنی ساخته و در آنها سکنی گزيده اند. اين ساختمانها نه فقط مقاوم نيستند بلکه  در شمال تبريز که گسل تبريز قرار دارد قرار دارند در حالي که در دهه 1350 فرانسویها با مطالعاتی که درباره شهر تبريز انجام داده بودند جنوب شهر را امن معرفي کرده بودند.
خوشبختانه الان تکنولوژيهاي جديد وجود دارد که کل دولت، شهرداریها و... بايد همت کنند و ساختمان هايی را که در روی گسل هستند و امکان مقاوم سازی دارند مقاوم سازی کنند. ما بايد ساختمانها را طوری بسازيم که انعطاف پذير باشند و در اثر تکانهای زمين تخريب نشوند.
به عنوان سوال آخر چه راهکارهايی را پيشنهاد میکنيد؟
در شهر تفکر فيزيکی بايد به تفکر فرهنگی- انسانی تبديل شود که به انسانها نگاه نکنيم که در ساختمانها زندگی ميکنند بلکه به ساختمان هايی نگاه کنيم که انسانها در آن زندگی ميکنند. نقش ساختمانها بايد تکريم ساکنان آن باشد همچنين شهرداریها در ايجاد گذرها بايد به انسانها و جايگاه آنان توجه. اگر بينش ما عوض نشود مشکلات شهرها ادامه پيدا خواهد کرد. بنابراين نياز به تفکر انساني داريم يعنی ما به شهرهای ساخته شده که انسان در آن زندگی ميکنند نگاه نکنيم بلکه شهرهايی را طراحی کنيم که پاسخگوی همه نيازهای انسانها باشند و جايگاه انسان در آن تعريف شده باشد.

گفتگو: شادی رهبرصباغی
 
  • نوشته شده
  • در شنبه 2 تير 1397
  • ساعت 08
  • توسط جمال بیک زاده
  • تعداد بازدید 209
نظرات شما
captcha refresh
powered by : ITShams

کلیه حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به شورای شهر تبریز می باشد.